در این باران نگاه های مسموم چترت را با خود بردار...

 

حتمـآ که خودمـان رآ قبول ندآریمـ

که قایمـ شده ایمـ پشتِ این همه رنـگ به رنـگ ؛

که خود ِ واقعی ـِمـآن نـبـآشیمـ..

یا نه مے خواهیمـ زیـبآتر تر شویمـ..؟؟

آخر بگــو برای که...؟

 

+ "او" که باید بخـواهدَت همـآنطور که نقش ـَت زده مے ـخـوآهـدت؛غیرِ او را چه به ـخواستن؟؟

 

+این همه گُفتیمـ ُ گفتنـد کهـ چرا حجـآب؟ ُ نشـد...؛

 مے شود اینبـآر شُمـآ بگویے  که چرآ نه..؟چرا نمے خوآه ـَندَش/اے َش..؟

+ تاريخ دوشنبه بیستم مرداد 1393ساعت 19:2 نويسنده م.م |

بــآنو..

مــآ این همه راه رآ از پیشِ خدا

برای آذین بندی ُ رنگی رنگی کردن شهر ُ خیابان ـهآ آمده ایمـ....؟؟

 

+به چه بهـآیی...؟دنیا را می آراییمـ با جسمـ ُ تن ـمان ؛به بهـآی ِ سقوط از آغوش ِ خدا..؟

+تنی که به دستان ِ خدا قلمـ خورده به چهـ بهایی در اختیار ِ نگـآه ـهای غیـر گزارده می شود..؟ لذت بردن غیر یا آوارگی ِ من...؟

+کـآش کهـ هرگز پر نکشیده بودیمـ از آغوشش ُ دنیـآیی نشده بودیمـ..

+ تاريخ چهارشنبه هشتم مرداد 1393ساعت 8:38 نويسنده م.م |

 

کـآرمـ بهـ جـآیی رسیده بــآشد ؛

کهـ خود رآ بیـآرایمـ برای غیر ُ بازیچه ـی نگـآه ـهای غیـر بـآشمـ...؟

آواره شومـ میـآن چشمـ ـهای شومـ ُ پرتـآب شومـ از این چشمــ به چشمـی دیگـر و از آن همـ به دیگری...؟

اندآزه اصلی× کلیـک×

+آن همـ فقط از روی بی کـآری ُ برای سر گرمی ُ دلخوش کردن خودمـ ..؟

+یا برای افزایش اعتمـآد به نفسمـ که گمـ شده در نگـآه ُلبخند دیگران ..؛نه رضایت ِخدایمـ..؟

+یا همین که دلم پاک باشد کفایت می کند..؟

الهی الامـآن..

+ تاريخ دوشنبه دوم تیر 1393ساعت 20:43 نويسنده م.م |

چـرا باید

زیبـآیی ای 1 را کهـ خدایمـ در تنمـ حـک کرده ؛

 باعث رُسوایی امـ در نزدُش شود ؟؟

 

1.امام صادق - عليه السّلام - فرمود: (روز قيامت) زن زيبا را كه به خاطر زيبايي اش در فتنه افتاده است، و فريب زيبائي اش را خورده (و به بي حجابي و بي عفتي و گناه آلوده شده)، براي حساب مي آورند. پس به خدا مي گويد، خدايا، تو خود مرا زيبا خلق كردي و به سبب آن در فتنه افتادم. پس حضرت مريم - سلام الله عليها - را حاضر مي كنند و ندا داده مي شود: آيا تو زيباتري يا مريم؟ ما او را در نهايت زيبائي آفريديم، امّا او گناه نكرد ... «بحارالانوار، ج 12، ص 241»

2.این اسـت رسمـ ِ جواب دادن به نعمـت ِ محبوب..؟ نافرمـآنی ُ سرخودی در مقابل چیزی که هیچش از ما نیست ُ تماما از اوست..؟

+ تاريخ شنبه دهم خرداد 1393ساعت 10:56 نويسنده م.م |

نکـند یــک وقـت این موج ـهای گرمـ و سوزان ِ آفتـاب ؛

گرمـآی وجودت را از وجودمـ بدزدد..!

به بهـآی لغزش ِ یـک نسیمـ لا به لای مو ـها و اندام ـَمــ

به بهای یـک نگاه ُ یـک لبخند ِ غیر..

 

نکند از آغوشـت رها شومـ ُ گم شومـ در ازدحـآمـ ِ نگـآه ـهای حرامـ..

+ تاريخ دوشنبه هشتم اردیبهشت 1393ساعت 12:14 نويسنده م.م |

فقط بگو چه کسی می تواند که دِمـُده اش کند؟

مُدلی را که مد شده به دستان تـُـو..

مُدی را که به سر انداختنش طعم رهایی می دهد..

رهایی از تن ِ خاکی ُ پرواز به سمت آغــوش تــُـو..

 

چه رنگی می توانــد جایگزین سیاهی اش شود..؟

همچون تــآریکی شب برای نمایاندن مهتاب ِ درون ِ سـرتـآسر سیـآهی ِ وجـود َـش..

چهـ رنـگی جز سیآهی اش می توآند حـآفظ زیـبآیی ات و شـب ِ رُخ ِ مـآه ـَت  شـود...؟

 

تمـامـ ِ سـآل ـهآ و روزـهآی زندگی تـآن فــآطمـی ..!

 

+ تاريخ شنبه نهم فروردین 1393ساعت 10:29 نويسنده م.م |

بگذآر اشــک هـآیت جاری شوند

بگذار کهـ سُر بخورنـد ُ بریزنـد روی چـآدرت

بگـذآر کهـ چـآدرت طعمـ ِ اشـک ِ یتیمی ُ بی مـآدری به خود بگیــرد..

باید کهـ درد را در پهلویـت ؛ در زنــآنگی ُ ظرافت ـَـت حس کنی؛

باید کهـ دین ُ ایمـآنـت درد کُنـد

باید کهـ این درد ؛ حول حـآلنـای امسالت را متحول و تمـآم ـَت رآ زهـرآیی کند..

 

هر چهـ در تـوآن ـَت هست اشکــ بریز ؛

یتیمـی ُ بی مــآدری درد کمی نیسـت...

 

یتیمی ـمـآن تسلیـت..

+ تاريخ شنبه بیست و چهارم اسفند 1392ساعت 12:7 نويسنده م.م |

 

وُجـودے کهـ مـآل ِ تـو نیسـت

و فقط تـآ روز موعود در اختیـآر ِ تـو بهـ امـآنـت ۱ گذآشتهـ شُده اسـت ؛

حُـرمـت دآرد نگهـ دآشتنش..

   

انـدآزه اصلی × کلیـک×

حریـــــمـ نوشـت :

۱.  رسول خدا(صلـے الله علیه و آله) مـے فرماید: ... گوش، چشم، زبان و قلب امانت هستند و هر کس امانت را رعایت نکند ایمان ندارد. (ابن شعبه حرّانے، تحف العقول، ص 219).

«والذين هم لاماناتهم و عهدهم راعون: (مؤمنان) آن كسانے هستند كه امانت ـها و عهد خود را رعايت كنند (و به آن ها پاے بند باشند)».سوره مومنون؛آیه ۸ .

+ تاريخ شنبه سوم اسفند 1392ساعت 10:53 نويسنده م.م |